تبليغاتX
شماطیل


شماطیل

شیعه تا چشمان خود وا کرده است اشک را هر لحظه معنا کرده است





















میخوام چند تا حرف دل باهاتون بزنم چند تا بغض رو براتون واگو کنم .

میخوام بگم

 ما که برامون فرقی نداره و همه رو آقا صدا میزنیم ...........

ما که به هر کس و ناکسی میگیم نایب بر حق امام زمان ..........

ما که برامون فرق نداره آقا باشن یا نباشن .........

ما که اینقدر ساده لوح و بی دانشیم .........

ما که هیچ شناختی از آقا نداریم ..........

ما که هنوز نمیدونیم یا تظاهر میکنیم که نمیدونیم آقا از چی بدشون و از چی خوششون میاد ........

ما که هنوز اونقدر جرات یا توانایی یا قدرت بیان انجام امر واجب امر به معروف ونهی از منکر رو نداریم ......

چه جوری توقع داریم یار امام باشیم و ابن ملجم نباشیم !

چه جوری توقع داریم دعامون مستجاب بشه و آقا ظهور کنن !

وقتی دینمون شده فقط شده مسخره بازی یا اگه کسی هم واقعا دینداره به ریشش میخندیم تا دمی شاد باشیم و او رو دست آویز هر کاری میکنیم و از شخصیتش برای نفع خودمون استفاده میکنیم  ؟!........

من خدای نکرده نمیگم واسه ظهور آقا دعا نکنیم یا هرکدوم یه چماغ برداریم و بریم جامعه رو اصلاح کنیم که این کار من و شما نیست !

من میگم وقتی یه مسلمون عاشق میشه یه عشق خاکی عاشق یه آدم زمینی اگه به اون میگه "دوستت دارم" باید به خداش بگه "روحی لک فدا" و اگه به کسی که عاشقشی میگی من فقط تو رو دوست دارم نه تنها شرک ورزیدی بلکه کافر هم شدی !

من میگم نباید طبقه بندی ارزشها رو از بین برد به قول خودمون نباید همه چیزو با هم قاطی کرد .

من فقط میخوام یه تلنگر زده باشم !

من فقط میخوام بگم ما یه روزی امتحان داریم . روزی که آقا بیان اگه زنده باشیم باید امتحان پس بدیم اگه مرده باشیم هم باید به نکیر و منکر امتحان پس بدیم .

من دینک ؟ من قبلتک ؟ من امامک ؟

یار آقا بودن آمادگی میخواد . مسلمون و شیعه بودن شناخت می خواد شناختی که بهتون قول میدم با خودش دوست داشتن عمیق و ناگسستنی میاره . ما باید دانش عمقی از دینمون پیدا کنیم .

من فقط میخوام تجسم کنیم نه توهم !

نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 2 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

در قبایل عرب همواره جنگ بود اما مکه زمین حرام بود و چهار ماه رجب ، ذیقعده ، ذی الحجه و محرم ، زمان حرام ، یعنی  که در آن جنگ حرام است . دو قبیله که با هم میجنگیدند ، تا وارد ماه حرام میشدند جنگ را موقتا تعطیل میکردند اما برای آنکه اعلام کنند که در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست ماه حرام رسیده است و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت سنت بود که بر قبه ی خیمه ی فرمانده ی قبیله ، پرچم سرخی بر می افشاندند تا دوستان و مردم همه بدانند که جنگ پایان نیافته است .

آنها که به کربلا میروند میبینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ آرامش مرگ سایه افکنده است . اما باید ببینند که بر قبه ی آرامگاه حسین (ع) پرچم سرخی در اهتزاز است .

بگذار این" سالهای حرام" بگذرد !

 

 ****میلاد سید الساجدین رو تبریک عرض میکنم ****

نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

سوم ماه شعبان سال چهارم هجرت را زاد روز حسین (ع) گفته اند . نوزاد را به دست رسول خدا دادند در گوش راست نوزاد اذان و در  گوش چپش اقامه گفتند .

نخستین سخنی که در گوش حسین طنین انداخت آوای دل آرای توحید بود و بانگ زیبای رسالت .

سخنی که از دهان بنیان گذار مکتب توحید بیرون آمد .

رسول خدا نام نوزاد را حسین نهاد او نخستین کس بود که در عرب بدین نام نامیده میشد . حسین ، حسین شد و کسی پیش از حسین نبود و پس از حسین هم دیگر حسینی نیامد .

محیط پرورش او عالیترین محیط انسانی بود .  او تحت عنایت خاص پیامبردر زیر سایه ی پدرش علی در دامان مادرش فاطمه پرورش یافت .

 او مردی بود که در یک روز همه داشت اش را فقط برای خدا از دست میدهد و حتی لحظه ای به خود تردید راه نمیدهد .

 در جامعه ای که ظلم و بی عدالتی بیداد میکرد دوباره نظام سلطنت و فراعنه اوج گرفته بود . دوباره موبدان با همان نور هولناک اهورایی در چهره اشان و همان ردا های بلند مجلل و ریشهای بلند از نهانگاهای سیاهشان دوباره بیرون ریختند و به سوی مساجد شتافتند آتشگاه ها رو خاموش کردند و اسمش را مسجد گذاشتند  موبد را به امام و قاضی و روحانی در دستگاه خلافتشان تغییر نام دادند . به سوی مساجد میشتافتند تا آتشگاه های سرد و خاموش را دوباره گرم کنند و شعله های صلیب شرک را که با طوفان توحید یک باره فرو خفته بود ، دوباره با دم افسونگر خود در محراب برانگیزند .

و جامعه ای که پیامبر ساخته بود و در آن تنها امتیاز افراد به هم میزان تقوا و ترس از خدا بود و سیاه و سفید و مرد و زن در آن بر دیگری مقدم نبودند و شایستگان بر مردم پیشوایی میکردند را از هم پاشیدند و هرکه خلاف خواست آنها میکرد به آسانی و بی هیچ محاکمه ای میکشتند .

 در آن حال  او بود که قیام کرد و خون شریف و پاک خودش و خانواده و یارانش پایه های این سلطنت را پوسیده کرد و از هم پاشید .

میلاد نوه ی پیامبر فرزند علی و فاطمه را به همه ی انسانها مخصوصا شیعه تبریک میگم .

اگه که سبزه فدک اگه میچرخه فلک

اگه خدا نسیمشو سپرده به قاصدک

بهونه ی تمومشون مهر علی و زهراست

ترانه ها ترانه ها اول عشق همین جاست

 

نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

روز به پیامبری رسیدن فخر زمین و آسمان ،کسی که وقتی وصف او را میشنویم به انسان بودن خود میبالیم بر شما و تمام انسانها خاصه مسلمانان  تبریک و تهنیت میگویم .

و از اینجا به پیامبر کریم و سراچه ی نور و زیبایی خودم که افتخار این را دارم که مسلمان مکتب اویم  که امتننانی ست سبب صد شکر شبانه روز ارادت خودم رو ابراز میکنم بدین امید که مرا شافع و پذیرا باشد و چراغ امید و راهنما ......

والا پیامدار محمد

 تازه آپ کرده بودم نمیخواستم دیگه چیزی بنویسم اما دلم طاقت نیاورد واسه پیامبر اکرم چیزی ننویسم .

نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

                       *+*~ به نام تنها معشوقی که عاشقانش به هم حسودی نمیکنند ~*+*

هر جمیلی که بدیدیم بدو یار شدیم

هرجمالی که شنیدیم گرفتار شدیم

              *******

کبریای حرم حسن تو چون روی نمود

چار تکبیر زدیم ازهمه بیزار شدیم

              ******* 

در پس پرده ی پندار به سر میبردیم

خفته بودیم ز هیهای تو بیدار شدیم

               ******

شربت لعل لبت بود شفای دل ما

به عبث ما ز پی نسخه ی عطار شدیم

              ******

هرچه دادند به ما از دگری بهتر بود

تا سزاوار سراپرده ی اسرار شدیم

             ******

سر ز دریای حقایق چو برون آوردیم

برسر اهل سخن ابر گهربار شدیم

             ******

آشنا فیض ازین گونه سخن بهره برد

نزد بیگانه عبث برسر گفتار شدیم

نوشته شده در چهارشنبه 17 مرداد1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

از خدایی که به تو احسان کرده است فرمانبرداری واطاعت کن و اگر ازاو اطاعت نمیکنی نافرمانی اش مکن و اگر نافرمانی اش میکنی از رزق و روزی او مخور و اگر روزی او میخوری بر زمین او منشین و اگر نشستی خود را برای پاسخ به آنچه کردی آماده ساز .

نوشته شده در دوشنبه 15 مرداد1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

این ها خیال میکنند خداوند هم فلان حاکم و خلیفه و قیصر و کسری است که هر کس چاپلوسی کند و از یک کنار بی آنکه بیندیشد و بسنجد و بشناسد حرف های تکراری و کلی و بی ثمر را واگو کند،خوشش می آید.

اصلا خدا از آدم های قالبی رام خشکه مقدس یک بعدی بدش می آید .

اگر نه

چرا فرشته های مطیع و پاکش را که همگی از آغاز خلقت یا در حال رکوع بودند یا در سجود به پای آدم عصیان گر خطا کار خونریز می افکند؟

سخنی از سخنان دکتر شریعتی 

نوشته شده در شنبه 13 مرداد1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

وقتی در صحنه حق و باطل نیستی

وقتی که شاهد عصر خودت

                                    و شهید حق و باطل جامعه ات نیستی

هر کجا خواهی باش ، چه در نماز ایستاده باشی چه به شراب نشسته باشی .

هر دو یکی است .

عکس جنبه ی تزئینی دارد.

نوشته شده در جمعه 12 مرداد1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

 

آیت الله شیخ حسن صانعی نقل میکند که : امام وقتی بعد از تبعید به ایران بازگشت ، در یک جلسه ی خصوصی رو کرد به من و گفت : یادت هست فلان روز ( در بحبوحه ی قیام پانزده خرداد ۱۳۴۲) به من گفتی : " قدری آهسته تر حرکت کنید ، کمی سکوت کنید ، ممکن است شما را دستگیر کنند " . من به شما گفتم : " نه خیر ، مردم با ما هستند . دولت نمی تواند ما را دستگیر کند " . یادت هست این جمله را گفتی ومن آن جواب را دادم . این ۱۴ سال تبعید من کفاره ی گناه آن حرفی بود که من زدم .

من باید میگفتم ، " ما خدا را داریم " اما من گفتم " ما مردم را داریم " .

نتیجه این حرف من باید این ۱۴ سال تبعید باشد . ۱۴ سال تبعید نتیجه ی آن تخلفی بود که من در غفلت خدا کردم .

 

 

نوشته شده در سه شنبه 9 مرداد1386ساعت 5 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

شد ز غمت خانه ی سودا دلم

در طلبت رفت به هر جا دلم

در طلب گوهر گویای عشق

موج زند موج چو دریا دلم

گر نکنی بردل من رحمتی

وای دلم وا دلم وادلم

درطلب ظهر رخ  ماهرو

مینگرد جانب بالا دلم

روز شد و چادر شب میدرد

در پی آن عیش و تماشا دلم

آه که امروز دلم را چه شد

دوش چه گفته ست کسی با دلم

 

از دل تو در دل من نکته هاست

آه چه ره است از دل تو تا دلم

 

نوشته شده در دوشنبه 8 مرداد1386ساعت 10 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

یا زینبم 

نام او ذکر تپش های دلم

در حریم قرب او پر میزنم

یا حسین میگویم در میزنم

ذکر تسبیح ملک یا زینبم

............

تسلیت ...... به آقا

 

نوشته شده در یکشنبه 7 مرداد1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

تو گمان کرده ای به واسطه ی این اعمال پوسیده ی گندیده ی سر و دست شکسته ی مخلوط به ریا و سمعه و هزار مصیبت دیگر که هر یک مانع از قبولی اعمال است استحقاق بر حق تعالی پیدا کرده ای ؟! یا از محبین و محبوبین شدی؟

ای بی خبر از دل محبین و آتش قلب آنها ای بینوای غافل از سوز مخلصین و نور اعمال آنها ،تو گمان کرده ای که آنها هم اعمالشان مثل من و توست ! تو خیال میکنی که امتیاز نماز حضرت امیرالمومنین (ع) با ما این است که مد ـ والضالین ـ را طولانیتر میکند ؟ یا قرائتش صحیحتر است ؟ یا طول رکوع و سجود و اذکار و اورادش بیشتر است ؟یا امتیاز آن بزرگوار به این است که شبی چند صد رکعت نماز میخواند ؟ یا مناجات سیدالساجدین (ع) هم مثل مناجات من وتوست ؟

او هم برای حورالعین و گلابی و انار این قدر ناله و سوز و گداز داشت ؟ به خودشان قسم است ـ انه لقسم عظیم ـکه اگر بشر پشت به پشت یکدیگر دهند و بخواهند یک لا اله الا الله امیرالمومنین بگویند نمیتوانند !

حال قلب آنها را جز خود آنها نمیداند کسی .

شرح چهل حدیث

آیت الله خمینی

نوشته شده در شنبه 6 مرداد1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

سلام

¤¤¤¤¤¤عیدتون مبارک .¤¤¤¤¤¤

پدرها ، آقایونی که اسمتون علی هست ،*****××× عیدتون مبارک .×××*****

نوشته شده در جمعه 5 مرداد1386ساعت 11 قبل از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

نام مبارک : محمد
لقب: جواد
نام پدر : علی ابن موسی الرضا
محل ولادت :مدینه طیبه
مدت امامت : 17 سال
مدت عمر : 25 سال
علت شهادت : مسمومیت توسط همسرش ام الفضل دختر مامون
نام قاتل : معتصم
مزار پاک و مطهرشان در کاظمین واقع است .
میگویند اگر از امام رضا حاجت می خواهید یا آقا رو به مادرشان یا به فرزند عزیزشان امام جواد قسم بدهید . اجابت میشود .
وقتی وارد قسمتی از حرم که ضریح قرار دارد وارد میشوین کنار در ورودی یک فضای کوچک هست که همه صف می ایستند تا نماز امام جواد رو بخونن . میگن اونجا جایی بوده که وقتی امام رضا رو به شهادت رسوندند امام جواد از اونجا وارد میشه و بر پیکر پاک پدر گرامیش نماز میخواند.

 البته تو قسمت خانمهاست آقایونو نمیدونم .
عیدتون مبارک

نوشته شده در سه شنبه 2 مرداد1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

بسم الله الرحمن الرحیم
و قرن فی بیوتکن و لا تبرج الجهلیه الاولی و اقمن الصلوه و اتین الزکوه و اطعن الله و رسوله انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا .
بالاتر از کلام خدا کلامی نیست .
...........
سوره ی احزاب آیه ی 33 صفحه ی 422 عثمان طه

نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |


Design By : Night Skin