شماطیل
شیعه تا چشمان خود وا کرده است اشک را هر لحظه معنا کرده است
از محبت بی شائبتون بی نهایت ممنونم. به علت قطع شدن اینترنتم و عزادار بودن برای پدر عزیز و سالار شهیدان و شهدای کربلا و مشغله های کاری و درسی توانایی اتصال به اینترنت و تعامل با شما رو نداشتم. اگه فرصت یارای من باشد حتما دوباره به روز خواهم کرد. یکی از دوستان جدا حرف جالبی تو قسمت نظرات زده بود. گفته بود امیدوارم با عزاداری مولا تسلا بگیری از داغی که دیدی! یه همچین حرفی هم از یکی از دوستانم شنیده بودم. هنوز وارد محرم نشده بودیم که گفت: آخ جون محرم اومد یه ذره تخلیه کنیم خودمونو یه ذره گریه کنیم. ولی من وارد محرم که شدم هنوز چهل پدرم تمام نشده بود.احساس خفگی میکردم. مثل همون روز خاکسپاری. البته احساس تقریبا متفاوتی بود. مثل این بود که لحد روی سینه ام گذاشتند. تو خیابون که راه می رفتم سیاهی ها رو که میدیدم مثل اینکه رو سینه ام لحد گذاشته باشند احساس درد عمیقی می کردم که به نسبت سالهای پیش بیشتر بود. دائم به همه می گفتم حالم بده. ولی این حال بعد فردای عاشورا برطرف شد. پناهیان می گفت علت اینکه عصر عاشورا آروم میشه قلبمون اینه که اینه که قلب خانم زینب به سبب حرفای برادر تسلی می گیری. وقتیکه امام حسین دیت رو قلب خانم می گذاره و می گه خواهر این دنیای دنی به پیامبر به پدرم به مادرمون و به برادرمون وفا نکرد من که از اونا بهتر نیستم. شاید باورتون نشه..... بعد از سه امام تازه یادم افتاد اااا بابااااااااا.......... ایام خوبی نبود روزای عزای پدرم!!!! ولی عزای امام حسین طبق معمول امسال هم یه دنیا درس جدید داشت که بهم داد. التماس دعا
| Design By : Night Skin |





