تبليغاتX
شماطیل


شماطیل

شیعه تا چشمان خود وا کرده است اشک را هر لحظه معنا کرده است





















 

گفته بودم پست بعدی بازم حرف دارم!

واقعا نمی دونم چقدر آقا وبلاگ منو دوس داره!

ولی همین وبلاگ ساختن من که ماجرا داره باب آشنایی من با مباحث مهدوی شد! ماجراشم اینه که من به دنبال یه اسم برای وبلاگم بودم ناخودآگاه تقویم خواهرم رو باز کردم و انتهای آن که اسامی امام زمان(عج) بود گشتم تا به اسم شماطیل رسیدم.انتخاب کردم و مطالب گذاشتم.برادرم وبلاگ رو دید.گفت تو وبلاگی که اسم امام زمان روشه مطلب درمورد نژادهای سگ میذاری؟ تعطیلش کن! منم تصمیم گرفتم در مورد آقا بنویسم و یه شبکه از وبلاگای امام زمانی بسازم.

ولی یقین دارم که نماز اول وقت رو مثل جدشون به هر چیزی ترجیح می دن!

حتی من از حاج آقا قرائتی شنیدم هر کاری که بخاطرش نمازت رو عقب بندازی یه جورایی عمل حرامه حتی درس خوندن و....

من یقین دارم که خدا عاشقانه دوسم داره. من بی تابی خدا رو لحظه ای که ناله می زنم می گم خداااا غلط کردم رو حس می کنم.دست مهربونشو که انگار داره اشکامو پاک می کنه حس می کنم.وقتی ابر کدورت رو از آسمون دلم پاک می کنه خنک می شم!

درست بخاطر همین،یقین دارم که خدا نسبت به من غیرت داره!

یقین دارم خانم فاطمه زهرا نسبت به حجاب من تعصب داره.

یقین دارم خانم زینب اگه موهام بیرون باشه ازم دلچرکین میشه!

خدا عاشق بنده های با حیاشه! اونا که سر به زیراند و یه لحظه به نامحرم نگاه نمی کنن! اونا که حتی با نامحرم حرف نمی زنن و همیشه یه پوزخند ملایم به شیطون رو لباشون دارن!

من از قیامت و حسابرسی خبر ندارم اما فک می کنم ائمه اگه جون خودشون رو تو راه اسلام دادن اگه شهدا راهشونو رفتن و جونشونو واسه اسلام گذاشتن اگه ما خراب کاری کنیم (در حدیثی خوندم شیعه زینت ائمه است مانند برگ و بار که زینت درخت است.این خیلی وظیفه سنگینیه که به ما محول شده! ما جلوه دین هستیم.اما اعمال ناقص و بد ما رو نباید به پای دین نوشت) بهمون چش غره نمی رن یا ما نباید خوشحال باشیم که ایول!حال این فاشیست ها رو کردیم تو شیشه . یه مشت جوجه بسیجی بی مغز که دنبال عکس امام تو ماه افتادن رو مین! بلکه ائمه فقط برای خشنودی خدا همه دار و ندارشون رو تو طبق اخلاص گذاشتن و فدا کردن و به مرحله فنا رسیدن و خوشبحال اون شهیدی که با این نیت رفته باشه.(اونوقت از من از رهبر انقلاب توقع نداره و چقدر خوبه اینطوری! تصور کن که یه شهید بخاطر خاک وطن که روزی صد بار لگد می شه و.... شهید شده باشه.بخاطر ناموس که نهایت یه سال دیگه شوهر می کنه شهید شده باشه.بخاطر رهبر که یک سال بعد از جنگ فوت می کنه رفته باشه، یا بخاطر ایران یا ..... چقدر بی ارزشه!چی گیرش میاد؟ البته گیر بازمانده هاش میاد!)

ولی خدایی قباحت هم حدی داره! سیلی تو گوش مهدی فاطمه زدن هم حدی داره!

تا کی من بچه حزب اللهی گند بزنم؟

تا کی به مهدی فاطمه گل سرسبد انبیا با کارام پوزخند بزنم بگم تو هم بودی ما خبر نداشتیم؟ هه! می خوایی بیای بشریت رو نجات بدی ؟ اسلام رو نجات بدی؟

روایتی خوندم که امام زمان فرموده بود:شیعیان من مرا به اندازه آب خوردنی دوست ندارند و گرنه برای تعجیل در ظهور من دعا می کردند و مرا از خدا می خواستند.

من بچه شیعه باید برم بمیرم که چادر سرمه رومم می گیرم اونوقت با پسر بسیجی دانشگاه هره کره می کنم.نه اصلا بحث می کنم.نه اصلا سلام می دم!

اینا گنده دماغی و سگ مذهبی نیست به خدا! عین دینداریه!

خدا رو شاهد می گیرم ۶ ماه با حیا باش با نامحرم حتی پسر خاله ات خوش و بش نکن ببین چقدر تقوات زیاد می شه.جوریکه روحت بزرگ می شه،دلت صاف صاف میشه، آرامش می گیری،شبا خوابت نمی بره از خوف خدای نکرده کم محلی خدا نسبت بهت تو صحرای محشر، شبا خواب اینو می بینی که بجنب نماز قضاهاتو بخون وقت نداری باید بری! دنیا برات قفس میشه،روحت تو تنت سنگینی می کنه.

اونوقت منم دعا کن که علم دارم اما عمل نمی کنم.دعا کن خدا کمکم کنه.نجاتم بده از اینهمه معصیت و خام شیطون شدن!

نوشته شده در دوشنبه 13 مهر1388ساعت 11 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

سلام.

الان لحظه غروب روز جمعه اس! امروز قم و جمکران بودم.دریاچه نمک دیدم، دختر بد حجاب دیدم که بخاطر تذکر خادم مسجد غرولند می کرد،بنیاد مهدی موعودو دیدم،جاده معروف وصال رو دیدم،چهارتا گنبد سبزم دیدم،از راه دور کوه خضر رو به برادر زاده ام نشون دادم.تازه قاطی آهنگایی که راننده می ذاشت به اصرار من سخنرانی دانشمند هم گوش دادم و گاهی بغض هم کردم و همه گفتن چقدر قشنگ حرف می زنه!

گاهی ماها از یه سخنرانی فقط برامون همین جمله می مونه!

فلانی خیلی قشنگ حرف می زنه یا فلانی خیلی قشنگ روضه می خونه!

خیلی جالب بود توی همین سخنرانی،حاج آقا دانشمند گفت: چراغا رو خاموش نکنین،نمی خوام گریه کنی! می خوام اگه گریه می کنی با فهم گریه کنی!

آره! من جمکران رفتم.زیارت ضریح خانم هم رفتم...............اما!!!!!

خودت بخون حرفمو!!!!!

نمی خوام بگم آقا رو ندیدم! نه بابا ! منو چه به این حرفااااا!

خودت بخون نانوشته منو!

هه!

منی که دارم این حرفا رو می زنم همین الان اگه نجنبم نماز اول وقتم رفته!

کدومو آقا دوس داره؟

نماز اول وقت، عریضه برادرمو، یا وراجی های منو؟

یا بدحجابی مو؟ شاید اگه منو بزک کرده با پوست شفاف و ابروهای تمیز کرده و رژ خوشرنگ و چادر گل گلی نازک و سر و گردن پیدا ببینه بگه به به!

عجب شیعه شیکی دارم! چقدر به خودش می رسه! مث این خادمه امل نیس!

کدومو خدا دوس داره؟

خدا منو تو خیابون خوشگل و با ساق پای اپی لیدی شده ببینه میگه تبارک الله احسن الخالقین؟

میگه خدایی این مخلوق منو ببین حالشو ببر؟ ببین چقدر راحته!خب البته دلش ام پاکه!

اصلا نمی دونم به این خادمای پاچه گیر چه ربطی داره؟میدونی چیه حسودن! خودشون ایکبریاً! چش ندارن!

اصلا شاید خدا.........؟ چقدر طرفدار این مردای حریص و حیوون صفته؟

چرا این چادر لعنتی رو که سبب گرما و دست و پا گیره به زور انداخته سر ما؟

برم نماز.......

پست بعدی بازم حرف دارم.


ملکه فرقه شیطانی کابالا به جنبش سبز پیوست!

نوشته شده در جمعه 10 مهر1388ساعت 7 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |


Design By : Night Skin