تبليغاتX
شماطیل


شماطیل

شیعه تا چشمان خود وا کرده است اشک را هر لحظه معنا کرده است





















 

چرا وقتی ما می خواهیم از علی سخن بگوییم  همه ی فضائل اش رو نادیده می گیریم .

چون  نمیشناسیم  تشخیص نمی دهیم و فقط به دنبال معجزاتش میریم . کرامات هایش!

کارهایی که ماها از انجامش عاجزیم ! آنچه که عادی نیست یه قانون علمی رو نقض میکنه .

یک افعی وارد مدینه میشه حمله میکنه  بعد این  بچه ی کوچک که توی قنداقه  دستاشو در می یاره و افعی رو می دره . پس علی بزرگه !

من نمی خوام بگم چنین چیزی نیست .میگیم هست . اما میگیم او امام توست . یعنی من اگر ازش پیروی کنم من نجات پیدا میکنم. میگیم او رهبر ماست  یعنی این جامعه ی ما اگر دنبال علی بره جامعه ای آزاد و مترقی و متمدنی خواهد شد.

علی کیست ؟ کسی که در کودکی توی قنداق  افعی را می دراند از وسط . بسیار خوب ! این خیلی کار بزرگییه ! اما کی میگه من از چنین مردی من پیروی کنم و نجات پیدا کنم . چه جور جامعه ی من از کسی که چنین کار درخشان محیر العقولی  رو انجام بده پیروی بکنه و بعد متمدن میشه . چه جور؟

علی روزی یک مرتبه چنین  معجزه کرده و میکنه و من چه جور بستایم  او را تا واقعا از پیروی علی  و از مذهب علی استفاده کنم  جامعه ام جامعه ی مترقی بشه ؟ انسان ترقی کنه! انسان پیش بره در پیروی از علی ! چه جور میشه ؟

ما چرا این کار را میکنیم . زیرا در طول هزاران سال بینش مذهبی بشر معتقد بوده که  این دنیای خاکی که ما انسانها روش زندگی میکنیم پسته.  پایینه . از همه پایین تره بعد از دنیا افلاک مختلفیه ! بالاتر از این زمین . این افلاک به طرف آسمون هر چه بالاتر میره جنسش عالی تر و متعالی تر و بهتر میشه . تا از این جاها که میگذره به عالم فرشته ها میرسه . که عالم بالا تر از زمین و انسانه . از عالم فرشته ها که میگذره به عالم خدایان یا خدا میرسه . 

این طرز سلسله مراتبی ایست که ما از نظر ارزشهای بزرگ انسانی و مافوق انسانی در دنیا قائل بودیم .در طول تاریخ بشر در تمام مذاهب .

بنابراین انسان در پست ترین مرحله قرار داره بعد فرشتگانند بعد خدا یا خدایان .

همین طرز فکر همین بینش وارد اسلام میشه  و بعد علی را و اسلام را که درست ارزیابی بر عکسی کردند کاملا  انقلابی فرو ریختند به هم میریزند. ما خود اسلام را و خود رهبران اسلام را و متفکران و بنیان گذاران این مکتب و این دین را با همین بینش ضد اسلامی می سنجیم.

تحلیل میکنیم نمره بهشون میدهیم و بعد میپرستیم و میستاییم اشون .....

آنقدر کسانی هستند که سالها  زحمت میکشند  دائم میگند که فلان طرز فکر فلان مکتب  غلطه و بعد می آیند و میگویند او خود این طرز فکر را ایجاد کرده اگر تا ابد هم تعریف کنند ستایش کنند و بگویند او فیلسوف بود او بزرگترین نابغه ی جهان بود ه و چنین و چنان دیگر فایده ای نداره دیگه !

در فلسفه ی خلقت انسان می بینیم  خدا با این کار یک مجلس امتحان بزرگ ترتیب میده . و امانت خودش رو بر انسان  بر کوهها و بر زمین و آسمان و بر فرشتگان و حتی فرشتگان مقرب عرضه میکنه .همه عاجزند از پذیرفتنش . بعد انسان بر میگیره . و بعد فرمان میده که همه فرشتگان و حتی فرشتگان بزرگ باید به خاک بیافتند در برابر انسان. همه ی فرشتگان باید در برابر انسان سجده کنند .

این نشان نمیده که در اسلام انسان بزرگتر است از فرشته .  اما نشان میده که مقام آدم مقام بشریت مقام انسانیت اعلا و اشرف است از مقام فرشته و حتی فرشتگان مقرب !

اما ما بنا براین اگر بخواهیم اسلامی بیاند یشیم اگر بخواهیم علی را به عنوان یک مسلمان که درباره ی امامش حرف می زند درباره اش حرف بزنیم .  اگر یک بینش اسلامی  بخواد راجع به علی سخن بگه  ! خود به خود میره دنبال فضائل علی  که خاص انسان متعالی است. انسانی که مسجود ملائکه !

زیرا انسانی که مسجود ملائکه از ملائک مقرب تره ! از ملائک بالاتر و برتره در اسلام . اما ما هنوز این درک رو نداریم این بینش هنوز وارد ذهن ما نشده  . بنا براین برای اینکه بزرگترین ستایش رو از امام خودمون از پیغمبر خودمون از بزرگترین مقدسین خودمون بکنیم صفات فرشته ای بهشون منصوب می کنیم . و خیال میکنیم که اگر امام را به مقام یک فرشته بالا بردیم او را از مقام یک انسان بالاترش بردیم .در صورتی که پایینترش بردیم اگر همه ی این کرامات رو که منسوب به فرشتگانه مزبور به ائمه ی خودمون بکنیم و ثابت بکنیم که امامان ما جزو فرشتگان مقرب خداوند است  از نظر قرآن مقام ائمه را از آدم و از انسان پایینتر آورده ایم .

فضیلت پیامبر اسلام این نیست که سایه نداره ! زیرا ارواح سایه ندارند زیرا فرشتگان همه  سایه ندارند بسیاری موجودات هستند موجودات غیبی که سایه ندارند این فضیلتی برای پیامبر اسلام نیست .

چنان کاری و فلان قهرمانی برای علی فضیلت نیست . زیرا اگر هم  چنان کراماتی در علی باشه علی به مقام فرشتگان میرسه اما علی از مقام فرشتگان بالاتره . علی همون آدمی است  که مسجود ملائکه . و ما باید درباره ی  علی درباره شخصیت او ارزشهای انسانی را بگوییم نه ارزشهای فرشته ای را .

ولی بینش ما بینش اسلامی نیست که علی را بفهمه . یک بینش مذهبی قبل از اسلامی است و با همون نگاه علی را میشناسیم .

اینه که از علی از رهبرانمان  فرشتگانی ساختیم که به کار رهبری ما نمیاید . زیرا از فرشته نمیشود پیروی کرد . و فرشته نمیتواند جامعه ی بشری را نجات دهد . انسان متعالی است که می تواند انسان را نجات بده ! و انسان متعالی علی است که می تواند انسان را نجات بده .                                        

قسمتی از سخنرانی دکتر علی شریعتی


دانلود

دانلود تلاوت استاد شاطری به روش تدویر(ترتیل)

نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت 3 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

مسيحيت به سه شاخه كاملاً جدا و مخالف يكديگر يعني كليساي كاتوليك روم، ارتدكس و پروتستان تقسيم شده است.
اين سه كليسا در اعتقادات ديني و مراسم عبادي كاملاً از يكديگر جدايند و مانند سه دين مختلف عمل مي كنند و حتي انجيل كليساي پروتستان با انجيل كليساي كاتوليك تفاوت زيادي دارد. يكي از ويژگي هاي كليساي پروتستان رابطه بسيار نزديك آنها با دولت هاي اروپايي مي باشد و اين دولت ها براي ترويج مسيحيت پروتستان از مبلغان خود در كشورهاي جهان سوم حمايت هاي گسترده مالي، تبليغاتي و سياسي مي كنند؛ به عنوان مثال در انگليس دولت و كليساي پروتستان از هم جدا نيست و ملكه انگليس در رأس دولت و كليسا قرار دارد.

مبلغان انجيل

در يك قرن گذشته جريان جديدي كه در بين پروتستان ها فوق العاده قدرتمند شده است مكتب نوظهور «مبلغان انجيل» مي باشد. قبل از جنگ جهاني دوم اين مكتب نوظهور به بنيادگرايي معروف و شعار آنها بازگشت به انجيل و تغيير جامعه با تحول فرهنگي بود و هدف آنها به وجود آوردن حكومت در آمريكا بر مبناي بنيادهاي انجيل مي باشد. بعداز جنگ جهاني دوم بنيادگرايان آمريكايي خود را مبلغان انجيل معرفي كردند و با استفاده گسترده از وسايل ارتباطات جمعي توانستند در جامعه آمريكا نفوذ فراواني به دست آورند و اكنون اين جريان قدرتمندترين و فعال ترين تشكيلات ديني در آمريكا محسوب مي شود و در مراكز سياسي اين كشور نفوذ زيادي دارند.

مسيحيان صهيونيست از فرقه پروتستان ها در آمريكا و انگليس اعتقاد دارند كه مسيح هميشه در امور خاورميانه به سود دولت اسرائيل مداخله نموده است و اعلام مي دارند كه خواست دولت اسرائيل در حقيقت خواست مسيح مي باشد و مذاكرات صلح در خاورميانه بيهوده است و تأسيس كشور اسرائيل بزرگ از رودخانه نيل تا رودخانه فرات، خواست مسيح مي باشد كه به زودي عملي خواهد شد.

صهيونيست هاي يهودي هم مطابق اعتقاد به مجموعه قوانين ديني خود «تلمود» به مكتب «خواسته هاي خدا» اعتقاد دارند و مطابق اين اعتقاد آنها برنامه اي را اجرا مي نمايند كه با كمك دولت هاي آمريكا و انگليس و ديگر كشورهاي غربي بتوانند دو مسجد مقدس اقصي و صخره در بيت المقدس را تخريب كرده، كشور اسرائيل بزرگ را با نابودي كامل كشورهاي اسلامي به وجود آورند.

به همين منظور ميان صهيونيست هاي يهودي و صهيونيستهاي مسيحي از فرقه پروتستان ها اتحاد و هماهنگي كامل وجود دارد و مسيحيان پيرو اعتقاد «خواسته هاي خدا» همواره اظهار مي دارند هر عملي كه از سوي دولت اسرائيل انجام مي شود، در حقيقت از سوي مسيح طراحي شده است و بايد توسط مسيحيان سراسر جهان مورد حمايت قرار گيرد. به لطف حمايت همه جانبه جهان مسيحي غرب از دولت تل آويو اكنون ذخاير عظيم موشك هاي هسته اي و انواع و اقسام تسليحات شيميايي و ميكروبي در اسرائيل وجود دارد و در واقع، رژيم صهيونيستي را به يك «انبار مهمات و پادگان نظامي جهان مسيحي ايالات متحده آمريكا و غرب» تبديل كرده اند. البته هدف استراتژيك جهان مسيحي غرب اين است كه كشورهاي اسلامي را در زمينه هاي اقتصادي و نظامي براي هميشه ضعيف نگاه دارند.


يك نويسنده آمريكايي در سال ۱۹۹۷ كتابي با عنوان «خيانت به بيت المقدس» را تأليف نمود كه در آن هر نوع مذاكره صلح با فلسطينيان را خيانت به تعليمات انجيل و خواسته هاي مسيح مي داند و اين مطلب را به خوانندگان القا مي نمايد كه مسيح با آغاز هزاره سوم و قبل از سال ۲۰۰۷ م ظهور خواهد كرد و اسراييل بزرگ را از نيل تا فرات به وجود خواهد آورد.


در اين كتاب ها تبليغ مي گردد كه براي تعجيل ظهور مسيح، مسيحيان بايد كشور بابل را- كه عراق كنوني مي باشد- نابود كنند و رودخانه فرات بايد كاملاً خشك گردد. گفتني است كه آنها جنگ آرماگدون را «جنگ فرات» نيز مي نامند.


رهبران ديني صهيونيسم مسيحي تبليغات گسترده اي در اين باره انجام داده اند. در يك نظرسنجي كه توسط خبرگزاري آسوشيتدپرس در سال ۱۹۹۷ انجام شد، اعلام گرديد ۲۵ درصد جمعيت آمريكا اعتقاد راسخ دارند كه با آغاز هزاره سوم جنگ نهايي آرماگدون در محل فلسطين آغاز خواهد شد و اين جنگ تا مدت هفت سال ادامه خواهد داشت. در اثر اين جنگ دنيا نابود مي شود و در پايان اين جنگ هفت ساله كه آنها آن را «مصيبت بزرگ براي كليسا و مسيحيان» مي دانند، مسيح همراه مسيحيان دوباره تولد يافته ظهور خواهد كرد و دجال را شكست مي دهد و حكومت جهاني خود را با مركزيت بيت المقدس تشكيل خواهد داد.


به همين منظور آنها معبد بزرگ را كه موجب جنگ آرماگدون مي شود «معبد مصيبت بزرگ» مي نامند. مطابق اعتقادات صهيونيسم مسيحي، غير از معتقدان به «خواسته هاي مسيح»، تمامي مردم جهان، چه مسيحي و چه غير مسيحي، به دست دجال كشته خواهند شد.


ادامه دارد......


پی نوشت

سلام. دو تا لینک براتون گذاشتم. یکی لینک یک خبره و دیگری لینک دانلود تلاوت.

جورج بوش، کلانتر محله و پلیس منطقه که با حمله‌های متعدد به عراق، افغانستان، سومالی، رواندا، فلسطین و بر جای گذاشتن میلیونها کشته و آواره، به یادماندنی ترین اثر تاریخی در زمینه‌ی برقراری صلح و عدالت را خلق کرده، منفورترین رییس‌جمهور تاریخ آمریکا به گزارش سی‌ان‌ان شناخته شد.

شاید او در راه اجرای کلام جد بزرگوارش، ٱدولف هیتلر فقید گام برمی‌دارد که گفته بود: "صلح ابدی، جنگی پایان‌ناپذیر می‌طلبد!" روی اصلی سکه یعنی جنگ‌پایان‌ناپذیر را دیدیم. وقت برای صلح ابدی تا مرحله‌ی انقراض نسل بشر زیاد هست...! شاید جورج بوش و متحدانش در اسراییل تصمیم دارند صلح جهانی را برای گونه‌های جانوری باقی‌مانده در آمازون برقرار کنند...(به نقل از وبلاگ ایمان امروز)

 اگر می خواهید عظمت کلام خدا را با بند بند وجودتون و با صدای استاد مرحوم شحات محمد انور لمس کنید دانلود کنید 

 

نوشته شده در یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

امروزه مسأله فلسطين و جنايات اسرائيل بر ضد مردم بي‌دفاع آن، وارد حساس‌ترين مرحله خود شده است. در حقيقت اين موضوع منطقه‌اي نيست؛ بلكه در رأس موضوعات جهاني قرار گرفته است.

گرچه افكار عمومي جهان و بيشتر دولت‌ها اين جنايات را محكوم كرده‌اند، ولي ايالات متحده امريكا به دولت اشغالگر اسرائيل و شخص «شارون» كمك فراواني مي‌كند؛ به گونه‌اي كه در اين زمينه، همة مصوبات شوراي امنيت بر ضد اين كشور را «وتو» كرده است.

از نكات جالب توجه اين كه كشورهاي اسلامي كه پيوند عقيدتي و ديني با مردم مظلوم فلسطين دارند و داراي منابع اقتصادي بيشمار و جمعيت جوان و داشتن حدود 55 رأي در مجمع عمومي سازمان ملل هستند، بعد از گذشت 70 سال، هنوز هيچ اقدام هماهنگ و كارسازي در اين باره انجام نداده و همواره بر دامنة ظلم صهيونيست‌ها افزوده‌اند.

در اين ميان، امام خميني(ره) از معدود انديشمندان و رهبراني است كه از آغاز شكل‌گيري دولت مجعول و نامشروع اسرائيل، با شيواترين بيان و بدون هيچ‌‌گونه ملاحظه و ترسي، خطر صهيونيست‌ها و اهداف آتي آنان را گوشزد كرده و اتحاد و همدلي كشورهاي اسلامي و به كارگيري امكانات آنان را در مقابل اسرائيل خواستار شده و سكوت آنان در اين زمينه را با شديدترين بيان محكوم كرده است.

اگر چه «صهيونيسم» جداي از «يهود» است، ولي در موارد گوناگوني اين دو با يكديگر درآميخته‌اند و جدايي آن‌ها مشكل است.

صهيونيسم سياسي عمري حدود 70 سال دارد و همزمان با آغاز پيدايش اسرائيل است؛ با وجود اين، عملكرد صهيونيسم سياسي در بسياري موارد، شبيه يهود و يهوديان در طول دو هزار سال گذشته است؛ بنابراين ممكن است برخي عملكردها خاص «صهيونيسم» باشد؛ ولي در بيشتر موارد، اين عملكرد ميان «صهيونيسم»‌ و «يهود» مشترك است.

در نگارش اين پژوهش، به يكي از كتاب‌هاي اصيل يهود يعني، «تورات» مراجعه و استناد شده، همچنين، تلمود (شرح تورات) نيز مورد توجه واقع شده است. افزون بر اين، به آياتي از قرآن كريم و روايات امامان معصوم (ع) ـ كه دربارة يهود و كارشكني‌هاي آنان در مقال مسلمانان و مسيحيان است ـ استناد شده است؛ همچنين از برخي كتب تاريخي مربوط به «تاريخ اديان» استفاده شده است.

به هر حال با مطالعه سير تاريخي، به اصول كلي دربارة ماهيت اعتقادي و ديني يهود دست مي يابيم.

براي نمونه «نژادپرستي» و «ملت برگزيده بودن»، در نهاد هر دو مشترك است؛ همان‌گونه كه يهود در طول تاريخ 2500 سالة گذشته، ملتي نژادپرست و خود برتر بين بوده‌اند، حكومت صهيونيسم نيز از آغاز پيدايش خويش در سرزمين‌هاي اشغالي، همين ايده و عقيده را داشته و دارد. رژيم اشغالگر اسرائيل، همانند خود را «ملت برگزيده» مي‌داند و معتقد است كه ساير ملت‌ها، اساساً يا ارزشي ندارند يا اگر داراي ارزش باشند، بسيار كم تر از يهود و صهيونيسم است و ساير ملت‌ها و اديان، بايد در خدمت يهود باشند؛ بنابراين قتل و كشتار ملت‌هاي ديگر از جمله مسلمانان، از نظر آنان كاملاً توجيه شده است و داراي مبناي ديني و اعتقادي است.

انان نه تنها در برابر مسلمانان داراي عملكرد خصمانه هستند، بلكه نسبت به مسيحيان نيز همين عملكرد را دارند، به عبارت ديگر آنان اساساً همزيستي مسالمت‌آميز و تعامل با پيروان ساير اديان را نه تنها در گفتار، آيين و دين منكر هستند، بلكه در عمل نشان داده اند كه هيچ‌گاه حاضر نيستند با ديگران زندگي مسالمت‌آميز داشته باشند و هر گاه در برخي از برهه‌هاي تاريخ قرارداد صلح منعقد ساخته‌اند. از روي عجز و ناچاري بوده و در واقع دنباله‌رو شعار خويش، يعني حكومت از نيل تا فرات بود‌اند. آن چه در این پست و پست های آینده به صورت مختصر مورد توجه قرار گرفته است، ماهيت اعتقادي و ديني صهيونيسم و يهود است.

آن‌گاه روشن مي‌شود كه بسياري از رفتارهاي ضد بشري و جنگ طلبانة آنان در طول تاريخ، به ويژه در دهه‌هاي اخير، بر اساس تعاليم ديني و اعتقادي آنان شكل گرفته است. انان هيچ‌گاه با اديان غير يهودي و ملل ديگر، همزيستي و تعاون نداشته‌اند و براي رسيدن به اهداف خود، در پي نفوذ در مراكز قدرت، سياست، اقتصاد و ... در سطح بين‌المللي هستند.


تلاوت آیه زیبا "ان الله اصطفی آدم....." در مقام کرد اجرا شده یک گام و دو نفس هست که خیلی ساده اجرا شده.

دانلودش خالی از لطف نیست <نغمه وحی>

نوشته شده در پنجشنبه 12 اردیبهشت1387ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

 

این مطلب رو به صورت جزء جزء می نویسم . حتما دنبال کنید . به جاهای زیبایی می رسه.

 

اصولا انسان یک موجود تنهاست . در تمام قصه ها در تمام اساطیر انسانی در تمام مذاهب بشری در طول تاریخ به انواع گوناگون زبانهای گوناگون بیان شده است که رنج انسان تنهاییش است در این عالم .

تنهایی زائیده ی عشق و بیگانگی است .

کسی که عشق میورزد به یک معشوق به یک معبود با همه ی چهره های دیگر بیگانه میشود و جز در آرزوی او میماند .خود به خود وقتی که او نیست تنها میماند .

دوم بیگانگی است . کسی که با اشیا اسرار و اجزای پیرامونش که او را احاطه کرده ا ند بیگانه است . متجانس نیست با آنها و هم سطح آنها نیست با آنها تفاهمی همانند ندارد تنها میماند . احساس تنهایی میکند .

انسان به میزانی که به مرحله ی انسان بودن نزدیک تر میشود یعنی به مرحله ای که این موجود دو پا انسان تر است احساس تنهایی در او بیشتر است .

میبینیم افرادی که عمیق ترند افرادی که دارای روح برجسته تر و ممتازتر هستند بیشتر رنج میبرند ازآنچه که  هوس روزمره توده ی مردم است و لذت عمومی آنهاست .

میبینیم به میزانی که روح اوج میگیره اندیشه تعالی پیدا میکنه  از جامعه از زمان فاصله میگیره . در جامعه و زمان تنها میماند .

اگرزندگی نامه نوابغ را بخوانیم میبینیم یکی از صفات مشخص نوابغ تنهایی آنها در زمان خودشان است .

در زمان خودشان مجهولند . در زمان خودشان غریب اند.در وطن خودشان بیگانه اند . و آنها اثرشان هنرشان و سطح اندیشه و سخن شان در آینده میتوانند بفهمند . در زمان خودش به میزانی که از سطح علوم و زمان بالاتر میروند و اوج میگیره تنها تراست .

 

به میزانی که این انسان انسان تر میشه و تکامل بیشتر پیدا میکنه  از اشتراک در عواطف و احساسات  ابتذال روزمره بر جمع حکومت میکند در آن فاصله میگیرد . مجهول تر میشه !

 

یکی از عواملی که انسان را در جامعه اش تنها میگذارد بیگانگی او با آنچه که مردم همه میشناسند است . تشنه بودن او در کنار جویبارهایی که مردم همه از آن می آشامند  و لذت میبرند. گرسنه ماندن او بر سر سفرهایی که همه خوب می خورند و خوب سیر میشوند .

 

روح به میزانی که تکامل پیدا میکند . و به آن انسان متعالی که قرآن از آن یاد میکند - امام شیعیان-  به آن اوج میرسد تنها تر است.

 

چه کسی تنها نیست ؟ کسی که با همه و در سطح همه است . کسی که رنگ زمان رو به خودش میگیرد . تفاهم با همگان دارد وبا سطح وضع موجود منطبق است .

 

چنین شخصی احساس تک بودن احساس تنهایی احساس مجهول بودن  نمیکند . زیرا از جنس همگان است . بنا براین در جمع است و با جمع می خورد و میپوشد و میسازد و  لذت میبرد .

 

احساس خلا مربوط به روحی است که آنچه در این جامعه  در زمان و در این ابتذال روزمرگی وجود دارد نمیتواند سیرش کند .

احساس گریز احساس تنهایی در جامعه در روی زمین و احساس عشق که عکس العمل این گریز است به طرف کسی که میپرستد و با او تفاهم دارد به آن جایی که جای شایسته ی اوست و متناسب با شخصیت اوست .

 

ادامه دارد.......

 

 

 

میلاد امام موسی ابن جعفر پدر گرانقدر خورشید تابان ایران زمین ، غریب الغربا، علی ابن موسی الرضا را به ساحت مبارک صاحب العصرو الزمان و شیعیان تبریک عرض می کنم .


تلاوت سوره قصص با صدای شجریان

نوشته شده در جمعه 26 بهمن1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

كه كلمه در جهاني كه فهمش نمي كنند عدمي است كه وجود خويش را حس مي كند و يا وجودي كه عدم خويش را.                                               

و در آغاز هيچ نبود  كلمه بودو آن كلمه خدا بود . عظمت همواره در جست وجوي چشمي است كه او را ببيند . و خوبي همواره در انتظار فردي است كه او را بشناسد و زيبايي همواره تشنه ي دلي كه به او عشق ورزد.

و جبروت نيازمند اراده اي كه در برابرش به دلخواه رام گردد . و غرور در آرزوي عصيان مغروري كه بشكندش و سيرابش كند.

و خدا عظيم بود و خوب و زيبا و پر جبروت و مغرور . اما كسي نداشت. خدا آفريدگار بود . و چگونه مي توانست نيافريند؟

و خدا مهربان بود و چگونه مي توانست مهر نورزد ؟ "بودن" "ميخواهد" !  وازعدم نميتوان ساخت . وحيات انتظارمي كشد.و از عدم كسي نميترسد.   و داشتن نيازمند طلب است. و پنهاني بي تاب گفتن و تنهايي بي قرار انس وخدا از بودن بيشتر بود و از حيات زنده تر واز غيب پنهان تر و از تنهايي تنهاتر.و براي" طلب" بسيار داشت. و عدم نيازمند نيست. نه نيازمند خدا نه نيازمند مهر. نه ميشناسد نه مي خواهد ونه درد ميكشد ونه انس ميبندد و نه هيچگاه بيتاب مي شود.               

كه عدم نبودن مطلق است. اما خدا بودن مطلق بود. و عدم فقر مطلق بود و هيچ نمي خواست. و خداغناي مطلق بود وهر كسي به اندازه ي داشتن هايش مي خواهد. و خدا گنجي مجهول بود كه در ويرانه ي بي انتهاي غيب مخفي شده بود. و خدا زنده ي جاويد بود كه در كوير بي پايان عدم نفس مي كشيد .  دوست داشت چشمي ببيندش دوست داشت دلي بشناسدش ودر خانه اي گرم از عشق روشن از آشنايي استوارازايمان و پاك از خلوص خانه گيرد.             

سرود آفرینش .....

نوشته دکتر علی شریعتی       

نوشته شده در جمعه 23 آذر1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

هر كسي به اندازه اي كه احساسش مي كنند هست.

هر كسي را نه بدان گونه كه هست احساسش ميكنند

 بدان گونه كه احساسش مي كنند هست.  

انسان يك لفظ است .

 كه بر زبان آشنا مي گذرد. و بودن خويش را از

زبان دوست ميشنود .

هر كسي كلمه اي است كه از عقيم ماندن مي هراسد

و در خفقان جنين خون

ميگيرد.                                                              

و كلمه مسيح است آنگاه كه روح القدس- فرشته ي

عشق – خود را بر مريم بي كسي بكارت حسن مي

زند و با ياد آشنا فراموش خانه ي عدمش را فتح مي

كند و خالي معصوم رحمتش را- كه عدمي است

خواهنده منتظر محتاج- از حضور خويش لبريز مي

سازد و آنگاه مسيح را كه آنجا چشم به راه شدن

 خويش بي قراري مي كند  ميبيند ميشناسد حس مي

 كند و اين چنين مسيح زاده ميشود .

كلمه" هست" مي شود در فهميدن" شدن"ميشود .

و در آگاهي ديگري به خود آگاهي ميرسد.


پی نوشت

بچه ها دعا کنین......  مشهدم زودتر جور بشه  سفر جنوبم هماهنگ بشه و به قول بر و بچ ریدیف بشه ! امتحـــــــــــــــانم !!!؟؟؟؟؟ واااااااااااااای خوب بدم !

می خوام تایتل وبلاگو عوض کنم . قبلش گفتم که بعدش حرف و حدیث پیش نیاد . مثلا بگن تا ما کردیم اینم یاد گرفت ..... چرا نگفتی ؟؟؟ فک کردیم وبلاگ تو نیست !!!!!....... از این حرفا .....

دیــــــــــــــــــــــــگه .............. یادم نمی یاد !!!

فعلا همین ......

التماس دعا شدیداً .

نوشته شده در چهارشنبه 21 آذر1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

پدر ، مادر ! ولایتی که تو به آن اعتقاد داشتی چه بود ؟

میگفتی این ولایت عبارت از محبت یک انسانی است به اسم علی و خاندانش . وقتی پرسیدم علی کیست ؟ آنچه میگفتی و زیاد به آن تکیه میکردی معجزات و کرامات علی بود . یعنی امور اختصاصی که برای ما اقتدا و تبعیت از او ممکن نیست ، حتی از شجاعت ها و جنگ ها و ذوالفقار دو سرش ـ به جای دو دم ـ ذوالفقار هم که حالا نیست ،که از ما و از من و از تشیع دفاع کند !

میگفتی در خیبر را معجزه آسا کنده است ، خوب حالا که خیبری نیست ! حالا یهود فلسطین است نه یهود خیبر !

میگفتی پارسایی اش این جور بود که فقط و فقط نان جو میخورد گرسنگی میکشید ، جامه ی کهنه میپوشید . میگفتی پیغمبر وقتی به معراج رفت خدا با وی با صدای علی حرف زد تا برایش خوشایند باشد میگفتی یک مرتبه یکی از افرادی را که به علی انتقاد کرد تبدیل به سگ کرد و دیگری را تبدیل به زن کرد و او ازدواج کرد و هفت تا هم بچه آورد و بعد حضرت او را بخشید و چون به حال اول برگشت دید چند ثانیه بیشتر نگذشته است !

میگفتی وقتی در قنداق بود یک اجدها (ببخشید این حرف رو ندارم ) آمد و مردم شهر ترسیدند و گریختند و اجدها رفت به خانه ی ابو طالب و علی دستهایش را از قنداق در آورد و او را درید و از آنجا اسمش حیدر شد ـ حیه در عربی یعنی مار و در هم که فارسی ـ .........!

این علی که شما وصفش میکنید همان رستم خودمان است که آرایش اسلامی اش کردید ، این علی شما به درد صوفی ها یا پهلوان ها میخورد و سمبل زور خانه و خانقاه شده است .

درد انسان متعالی درد تنهایی و عشق است و این دو احساس در یک روح هست......... در روح حضرت علی!

همان علی که دائم ناله میکند دائم فریاد میزند سکوتش درد آور است سخنش دردآور است .........

همان علی که ما میشناسیم ! همان علی که عمری شمشیر زده است .

همان که رنجها کشیده فداکاری ها کرده و جامعه ای را پی ریخته..........

نیمه شب خاموش مدینه را ترک میکند . آنهمه یاران آنهمه همرزمان ! سی سال با اصحاب و یاران پیامبر نشست و برخاست کردن و با هم بزرگ شدن ها هیچ کدام تفاهم برای علی ایجاد نکرده است و در سطح هیچ کدام از آنها نیست .

میخواست حرفش را بگوید اما گوشی نیست ! زیرا تجانس نیست .

از آن یثربی که که این جامعه با سخن او و با اندیشه ی او ساخته و پی ریزی شده هیچ آشنایی نمی یابد و نیمه شب به نخلستان خاموش اطراف شهر می آید و آنجا در دل تاریکی ........

و آنجا در دل تاریکی هراسناک به اطراف نگاه میکند که کسی متوجه اش نشود . برای انسان بزرگ یکی از رنجها این است که عظمت او ، شخصیت او در قالب فکرهای کوتاه در برابر نگاه های پست و پلید و احساس او در روح های بسیار آلوده و اندک تن قرار گیرد .

هراس علی از این است که از این مدینه ی بیگانه که در آن تنهاست و در میان حتی اصحاب پیامبر تنهاست کسی او را نشناسد و نفهمد که علی دردمند است .

زیرا شیر در برابر نگاه شغال ها نمی نالد .

برگرفته از کتاب و سخنرانی های دکتر علی شریعتی

نمایان شد به خط آتش و دود

که جرم فاطمه حب علی بود

پس از زهرا علی بی همزبان شد

اسیر امتی نامهربان شد

علی تنهاست در یک قوم گمراه

زبانش را که میفهمد بجز چاه

نوشته شده در شنبه 17 شهریور1386ساعت 10 قبل از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

این حرف رو در سخنرانی ای که به مناسبت میلاد حضرت فاطمه برگزار شده بود از خانم سخنران شنیدم که در مورد چادر میگفت :

تصور کنین یک روز خانم فاطمه زهرا (س) بخوان وارد تهران بشن به نظرتون اون لحظه خانم ها با چه لباسی میرن با خانم رو در رو میشن ؟!

آیا با همین لباسها میرن یا به حرمت خانم با عجله میرن و چادر سر میکنن ؟!

من از شما میخوام هر روز که از خونه بیرون میاین تصور کنین شاید امروز وقتی بیرون از خونه هستی ناگهان آقا ظهور کنن!

آیا دنیا محضر خداوند نیست ؟

شاید اون کسی که بد حجابه خدای ناکرده بندگان خوب خدا رو هم حتی برای لحظه ای دچار گناه کنه ! گناهی که به پای هر دو نوشته میشه .

شاید باعث انحطاط دختری بشیم که ما رو میبینه و میخواد احیانا مثل ما خوش پوش باشه و به نوعی ما الگوی اون بشیم .

باور کنین اگه آتیش تو جنگل بیافته تر و خشک به پای هم میسوزن . جامعه ی ما داره به سویی پیش میره که هیچ کس نمیخواست ...... مثل یک اسب تازی افسار گسیخته از دست همه خارجه و به جایی میرسیم که همه سوختن ..............!

حالا خودمونیم اگه سندل بپوشیم پامون خنک تر میشه ؟! شلوار کوتاه کمکمی برای کاهش کلافگی میکنه ؟مانتو تنگ باشه راحتر میتونیم نفس بکشیم و تکون بخوریم .

میدونم که الان همتون میگین معلومه ! ولی باور کنین اینا فقط عادته . باور کنین داغی کف خیابون اگه سندل بپوشی خنک نمیشه و واسه همه هم گرماش یکسانه .

یا این پسرا که همه ی هیکل بدقوارشونو میریزن بیرون .............. آخه شما دیگه چرا ؟ قراره بپسندنتون ؟  تازه بزک هم میکنن ! زیر ابرو وووووووووو از این چیزا! 

بگذریم .............

اما یه چیزی هم هست . اینجا رسیدی خونه ، میتونی بری دوش بگیری آب خنک بخوری و زیر کولر بلمی ! اما تو جهنم که خدای نکرده اگه بریم با پسر نوح همنشین میشیم آب خنک کجا بووووووووود؟

اونجا رو چطوری تحمل کنیم ؟؟؟؟؟؟

دلم تنگ شهیدان است امشب

که همرنگ شهیدان است امشب

من از خون شهیدان شرم دارم

که خلقی را به خود سرگرم دارم

فکر نکنین اونا محتاج این موندن که ما نیم نگاهی بهشون بکنیم .

فکر نکنین اونا به خاطر ما رفتند و حالا که از ما خیری ندیدن خیلی باختن.

واقعیت اینه که ما محتاج اوناییم تا ازشون مردانگی و از خودگذشتگی رو یاد

بگیریم . کمال انسانی رو جلوی چشمامون ببینیم .

یاد بگیریم معامله با خدا رو

و ببینیم

گرچه دیدنی نیست .........

شاید چشیدنی !

 

نوشته شده در شنبه 10 شهریور1386ساعت 4 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

در قبایل عرب همواره جنگ بود اما مکه زمین حرام بود و چهار ماه رجب ، ذیقعده ، ذی الحجه و محرم ، زمان حرام ، یعنی  که در آن جنگ حرام است . دو قبیله که با هم میجنگیدند ، تا وارد ماه حرام میشدند جنگ را موقتا تعطیل میکردند اما برای آنکه اعلام کنند که در حال جنگند و این آرامش از سازش نیست ماه حرام رسیده است و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد یافت سنت بود که بر قبه ی خیمه ی فرمانده ی قبیله ، پرچم سرخی بر می افشاندند تا دوستان و مردم همه بدانند که جنگ پایان نیافته است .

آنها که به کربلا میروند میبینند که جنگ با پیروزی یزید پایان گرفته و بر صحنه ی جنگ آرامش مرگ سایه افکنده است . اما باید ببینند که بر قبه ی آرامگاه حسین (ع) پرچم سرخی در اهتزاز است .

بگذار این" سالهای حرام" بگذرد !

 

 ****میلاد سید الساجدین رو تبریک عرض میکنم ****

نوشته شده در یکشنبه 28 مرداد1386ساعت 9 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |


Design By : Night Skin