تبليغاتX
شماطیل


شماطیل

شیعه تا چشمان خود وا کرده است اشک را هر لحظه معنا کرده است





















خدایا شکرت می کنم که هندویی نیستم که آفتاب را پرستش میکند بی آنکه آفتاب از وجود پرستش کننده خود آگاه باشد.

خدایا شکرت میکنم که وقتی زیباییم را وقتی جوانی ام را وقتی مالم را وقتی عمرم و .......را از کف میدهم تو را دارم.

خدایا شکرت که می خواهمت.

خدایا شکرت می کنم که با من حرف میزنی .

خدایا شکرت که همیشه در باغ پشت بوته های رز برایم پیغام میگذاری.

خدایا شکرت که محمد (اللهم صل علی محمد و آل محمد) را آفریدی و مرا پیرو او قرار دادی.

خدایا شکرت که قرآن را از تحریف حفظ کردی و من آن را می خوانم.

خدایا شکرت می کنم که از یک ثانیه بعد خودم خبر ندارم.

............

خدایا شکرت که آنقدر به من نعمت دادی که نمی توانم همه را به خاطر بیاورم و بنویسم.

 


اعیاد شعبانیه مبارک!!!!!

شعبان شد و پیک عشق از راه آمد              عطــــــــــر نفس بقیــــــــــــهَ الله آمد

 

با جلوه ی سجاد و ابوالفضل و حسین           یک ماه و  سه خورشید در این ماه آمد  (شاعر گمنام)

دانلود کنید:

 تلاوت سوره مریم توسط حصان

مولودی به مناسبت میلاد امام زمان توسط کریمی (چشامو دوختم به جاده انتظار)

نوشته شده در پنجشنبه 17 مرداد1387ساعت 2 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

امام صادق (ع) می فرماید:«چنانکه اعضایت را با آب پاک میکنی ، قلبت را با نور تقوی و یقین پاک کن.»

بعضی وقتها متوجه می شوم که چقدر از قافله عقب ماندم. نه! اصلا توی قافله نیستم . یا بهتر بگویم راهم نمی دهند . جای هر کسی که نیست. لیاقت می خواهد که جزو قافله باشی، چه رسد به اینکه شهید شویم .

خدایا ! به ما گوشه ای از آن شناختی که شهیدان به تو داشتند ، به فضل و کرمت عطا فرما .

خدایا! تو گفتی دعا کنید، من هم می دانم که لیاقت ندارم ولی به امید ، به تو وصل شدم. نا امیدم نفرما.

دستنوشته های شهید سید احمد پلارک

 

یک عمر در انتظار و حسرت که چرا ؟

از قافله بهر شهدا جا ماندیم    

انگشت به لب مانده ایم یک گوشه 

کاین قافله رفته است چرا ما ماندیم ؟  

از بهر رسیدن به در خانه ی دوست   

هر شب دلی راهی صحرا راندیم

 

نوشته شده در سه شنبه 14 اسفند1386ساعت 5 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

بخش‌هايي از وصيت‌نامه شهيد احمد كاظمي


خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم، شهيد در راه خدا، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق. نمي‌دانم چه بايد كرد فقط مي‌دانم كه زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد واقعا جايي براي خودم نمي‌يابم.هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي‌ زندگي دنياي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعا بايد مي‌مرديم. اگر سخت است خدا را داريم اگر در سپاه هستيم خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم خدا را داريم.


تو كمك كن به جمع دوستان شهيد بپيوندم. چه بدم و اي خدا تو رحم كن و كمك كن. بدي مرا مي‌بيني دوست دارم بنده باشم بندگي‌ام را ببين.


اين خداي بزرگ، رب من، اگر بدم و اگر خطا مي‌كنم از روي سركشي نيست، بلكه از روي ناداني مي‌باشد.خداوندا خودت كمك كن، خداوندا تو را به خون شهداي عزيز و همه بندگان خوبت قسم مي‌دم شهادت را در همين دوران نصيب بفرماييد و توفيم بده هر چه زودتر به دوستان شهيدم برسم.


انشاءاله تعالي


منزل - ظهر جمعه 6/4/82

 

 

به نقل از وبلاگ قافله شهدا

 

 

خدایا همه ی ما را بیامرز

خدایا به ما زمینی ها رحم کن

خدایا هیچ چی نیستیم

خدایا بنده های خوبتو دیدیم و هیچ وقت نشدیم مثلشون

خدایا تو باید دستمونو بگیری که ربی

خودت می دونی که امیدی به هیچ کس نداریم

نوشته شده در سه شنبه 7 اسفند1386ساعت 7 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه|

 

ای ساربان آهسته ران کآرام جان گم کرده ام

آخر شده ماه حسین من میزبان گم کرده ام

در میکده بودم ولی بیرون شدم از قافله

ای وای از این بی حاصلی عمر خود گم کرده ام

پایان رسد شام سیه آید حبیب من ز ره

اما خدا حالم ببین من یار را گم کرده ام

ای وای از این غوغای دل از دلبرم هستم خجل

وقت سفر ماندم به گل من کاروان گم کرده ام

نعمت فراوان دادی ام منت به سر بنهادی ام

اما ببین نامردی ام صاحب زمان گم کرده ام

من عبد کوی عشقم و من شاه را گم کرده ام

آقا تو را گم کرده ام آقا تو را گم کرده ام

دل بشنو این نامه چنین با خون دل ای مه جبین

اما ببین بخت مرا نامه رسان گم کرده ام

شرمنده ام اما بگم آقا تو را گم کرده ام ..............


 بگو بگردید در زمین پس ببینید عاقبت مجرمان را ...........

دانلود تلاوت

استاد شحات محمد انور

نوشته شده در شنبه 22 دی1386ساعت 1 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |

میخوام چند تا حرف دل باهاتون بزنم چند تا بغض رو براتون واگو کنم .

میخوام بگم

 ما که برامون فرقی نداره و همه رو آقا صدا میزنیم ...........

ما که به هر کس و ناکسی میگیم نایب بر حق امام زمان ..........

ما که برامون فرق نداره آقا باشن یا نباشن .........

ما که اینقدر ساده لوح و بی دانشیم .........

ما که هیچ شناختی از آقا نداریم ..........

ما که هنوز نمیدونیم یا تظاهر میکنیم که نمیدونیم آقا از چی بدشون و از چی خوششون میاد ........

ما که هنوز اونقدر جرات یا توانایی یا قدرت بیان انجام امر واجب امر به معروف ونهی از منکر رو نداریم ......

چه جوری توقع داریم یار امام باشیم و ابن ملجم نباشیم !

چه جوری توقع داریم دعامون مستجاب بشه و آقا ظهور کنن !

وقتی دینمون شده فقط شده مسخره بازی یا اگه کسی هم واقعا دینداره به ریشش میخندیم تا دمی شاد باشیم و او رو دست آویز هر کاری میکنیم و از شخصیتش برای نفع خودمون استفاده میکنیم  ؟!........

من خدای نکرده نمیگم واسه ظهور آقا دعا نکنیم یا هرکدوم یه چماغ برداریم و بریم جامعه رو اصلاح کنیم که این کار من و شما نیست !

من میگم وقتی یه مسلمون عاشق میشه یه عشق خاکی عاشق یه آدم زمینی اگه به اون میگه "دوستت دارم" باید به خداش بگه "روحی لک فدا" و اگه به کسی که عاشقشی میگی من فقط تو رو دوست دارم نه تنها شرک ورزیدی بلکه کافر هم شدی !

من میگم نباید طبقه بندی ارزشها رو از بین برد به قول خودمون نباید همه چیزو با هم قاطی کرد .

من فقط میخوام یه تلنگر زده باشم !

من فقط میخوام بگم ما یه روزی امتحان داریم . روزی که آقا بیان اگه زنده باشیم باید امتحان پس بدیم اگه مرده باشیم هم باید به نکیر و منکر امتحان پس بدیم .

من دینک ؟ من قبلتک ؟ من امامک ؟

یار آقا بودن آمادگی میخواد . مسلمون و شیعه بودن شناخت می خواد شناختی که بهتون قول میدم با خودش دوست داشتن عمیق و ناگسستنی میاره . ما باید دانش عمقی از دینمون پیدا کنیم .

من فقط میخوام تجسم کنیم نه توهم !

نوشته شده در سه شنبه 30 مرداد1386ساعت 2 بعد از ظهر توسط ابیضت عیناه| |


Design By : Night Skin